ميرزا محمد حيدر دوغلات

789

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 7 - على شير شروع به سلطنت 819 - 1416 8 - زين العابدين شروع به سلطنت ؟ - 827 - 1426 9 - حيدر شاه شروع به سلطنت ؟ 874 - 1469 10 - حسن شاه شروع به سلطنت ؟ 891 - 1486 پس از حسن شاه منازعات زيادى به وجود آمد و تا هنگام تهاجم ميرزا حيدر به آن سرزمين در 948 ( - 1541 ) اشخاص بر تخت نشستند كه يكى پس از ديگرى سرنگون گشتند . در دوران نيابت ميرزا - تا 958 ( - 1551 ) - نازك اسما سلطان بود . تاريخ شمس الدين كه نخستين اين پادشاهان بود با ابهام مخصوص ارائه شده ، چه آقاى راجرز ظاهرا فكر مىكرده كه در 747 همان شخص سلطنت داشته كه در 743 فرمانروا بوده است . اين شمس الدين با نام شاه ميرزا يا شاه مير ، وزير آخرين راجه يا سلسله هندوى سابق ، به نام سينها دوا و از جانشينان او بوده قبل از ازدواج با بيوه دواونيل به پادشاهى ، حدود سى سال داراى مقام مذكور بوده است . ابو الفضل فهرست اين سلسله حاكمان مسلمان را تكميل كرده و آن را مىتوان در جلد دوم آيين اكبرى ( چاپ كلنل جارّت ) صص 380 - 379 پيدا كرد . فرشته ، چاپ بريج ، ج 4 ، صص 503 - 444 نيز تاريخ آنها را به انضمام يك شجره‌نامه در بر دارد . ( در مورد ترجمه آقاى راجرز ر . ك : مجله انجمن آسيايى بنگال ) b . s . a . j ( ، 1885 ، چاپ نخست ، ص 98 و بعد از آن . ) ( 890 ) . در اينجا منظور اين است كه سرىنگر معمولا « كشمير » ناميده مىشود . ( 891 ) . تابدان : بر وزن بادبان ، طاقچه بزرگى را گويند نزديك به سقف خانه كه هر دو طرف آن گشوده باشد ، گاهى طرف بيرون آن را پنجره و طرف درون را پارچه نقاشى كرده و جام و شيشه الوان كنند و گاهى خالى گذارند ، و گاهى در هر دو طرف آن را پنجره كنند - و گلخن حمام و كوره مسگرى و آهنگرى و امثال آن را نيز گفته‌اند . برهان قاطع ( م ) . ( 892 ) . احتمالا منظور مؤلف از نادر همان سلطانى است كه وى را نازك ) kazan ( ناميده است . آقاى راجرز نشان داده كه معمولا در روى سكه‌هاى كشمير معمولا نام نادر ديده مىشود ، اما در تواريخ ، اين نام بيشتر با نازك مطابقت دارد . ( راجرز ، منبع پيشين ) ( 893 ) . طالش ظاهرا به عنوان نامى براى گيلان به كار رفته ، اما طالش در واقع فقط قبيله‌اى بوده كه در بخشى از گيلان سكونت داشته است ( ر . ك : صادق اسپهانى ، ص 15 . ) ( 894 ) . به ترتيب يعنى : ابوبكر ، عمر ، عثمان و على ( ع ) . ( م ) ( 895 ) . خداوندا حقيقت را آن‌چنان كه هست به ما بنماء باطل را نيز ، و اشياء را آن‌چنان كه هست به ما بنما . ( م ) ( 896 ) . تالّق : از مصدر باب تفعّل ، يعنى دقت كردن و نيك نگريستن . ( م ) ( 897 ) . همانا خداوند به من امر فرموده كه اختلاف را از ميان اين امت ، اولا در فروع بردارم و شريعت محمدى را بى كم و كاست آن‌چنان كه در زمان وى بوده بيان نمايم و ثانيا اختلاف در اصول را از ميان امت‌ها و تمام اهل علم به طور يقين بردارم . ( م ) ( 898 ) . اماطه اذى : دور كردن اذيت . ( م ) ( 899 ) . براى يارى به دين درست و حفظ راه راست . ( م ) ( 900 ) . چله . يعنى به چله مىنشينند . ( م ) ( 901 ) . معنى باباودال را پيدا نكردم . در ترجمه انگليسى به جاى آن ، « حصار » آورده . ( م ) ( 902 ) . يا بكلنه [ در ترجمه بكلته آورده . ( م ) ] ، يا نكلنه و غيره . در نقشه موجود قابل رديابى نيست . شايد منظور مؤلف « طرف شرق كشمير » به سوى شرق سرىنگر بوده باشد . ( 903 ) . تيرماه يعنى پاييز . ( م )